تبلیغات
قرآن کتاب هدایت

قرآن کتاب هدایت

وبلاگ-کد لوگو و بنر
وبلاگicon

سوره مبارکه ماعون (متن،ترجمه،شأن نزول، اعراب،شعر،تفسیر نمونه)

به نام خداوند بخشنده مهربان
امام على علیه السلام :
اَلا اِنَّ فیهِ عِلمَ ما یَأتى و َالحَدیثَ عَنِ المَاضى و َدَواءَ دائِكُم و نَظمِ ما بَینَكُم؛
آگاه باشید كه دانش آینده، اخبار گذشته و درمان دردهایتان و نظم میان شما در قرآن است.
نهج البلاغه(صبحی صالح) ص223 ، خطبه 158
اطلاعات آماری سوره مبارکه ماعون:
شماره سوره: 107
ترتیب نزول: 17
محل نزول: مکه مکرمه
تعداد آیات: 7
تعداد کلمات: 25
تعداد حروف: 114
تعداد لفظ الله: 1

معانی سوره: ماعون از ریشه معن گرفته شده و به معنای زکات لوازم ضروری و اولیه خانه میباشد.

نام های دیگر سوره: اریت الذی.

ویژگی سوره: شناساندن کافران و مسلمانان کافر صفت که همواره بی رحم و بی انصاف و بی مروت بوده و با این عمل خود دیگران را هم تشویق میکنند.

موضوعات کلی سوره: معرفی گروه کافران و بی دینان و مسلمانان کافرصفت.

فضیلت قرائت این سوره: پیامبر اکرم (ص)؛ هرکس این سوره را بخواند خداوند او را بیامرزد اگر زکات سالش را داده باشد.

با متن قرآن کریم، ترجمه «فارسی و انگلیسی»، شأن نزول آیات، اعراب «تجزیه و ترکیب آیات»، قرآن منظوم «شعر» و تفسیر «تفسیر نمونه ؛ آیت اله مکارم شیرازی»، سوره مبارکه ماعون در خدمت شما قرآن دوستان عزیز هستیم. 
همراه ما باشید در ادامه مطلب...
متن قرآن کریم، ترجمه فارسی (مکارم شیرازی) و انگلیسی (قرآیی):

1» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. آیا کسى که روز جزا را پیوسته انکار مى‌کند دیدى؟
In the Name of Allah, the All-beneficent, the All-merciful. Did you see him who denies the Retribution
2» فَذلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ
او همان کسى است که یتیم را با خشونت مى‌راند،
That is the one who drives away the orphan,
3» وَ لا یَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْکِینِ
و [دیگران را] به اطعام مسکین تشویق نمى‌کند!
.and does not urge the feeding of the needy
4» فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ
پس واى بر نمازگزارانى که...
,Woe to them who pray
5» الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ
در نماز خود سهل‌انگارى مى‌کنند،
,those who are heedless of their prayers
6» الَّذِینَ هُمْ یُراؤُنَ
همان کسانى که ریا مى‌کنند،
those who show off
7» وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ
و دیگران را از وسایل ضرورى زندگى منع مى‌نمایند!
.but deny aid

شأن نزول (مرتضى بذرافشان)‏:

نشانه‌هاى انکار قیامت
شأن نزول آیه‌هاى 1 تا 7 سوره ماعون
 «ابوسفیان»، سرکرده قریش براى خودنمایى و نفوذ بر دیگران و حفظ ریاست بر قبیله، هر هفته دو شتر قربانى مى‌کرد و گوشت آن را مى‌پخت و قبیله‌اش را به میهانى فرامى‌خواند. از این گوشت قربانى، یتیمان و گرسنگان بهره‌اى نمى‌بردند و چون آنان نزد او جایگاهى نداشتند، اگر هنگام تقسیم غذا آنان را مى‌دید، عصبانى مى‌شد و با عصایى که در دست داشت، آنان را از خود مى‌راند. در این جا، آیه‌هاى 1 تا 7 سوره ماعون نازل شد و خطاب به پیامبر، آثار شوم انکار روز جزا را در اعمال منکران بازگو کرد. راندن یتیمان و تشویق نکردن دیگران به غذا دادن به افراد نیازمند، غفلت از نماز و ریاکارى از جمله آثار انکار روز جزاست که در کارهاى منکران دیده مى‌شود. مسئله عواطف انسانى درباره یتیمان بیش‌تر مطرح است تااطعام و سیرکردن آنان؛ چرا که بیش‌ترین رنج یتیم به سبب از دست دادن کانون عاطفه است و تغذیه جسمى در مرحله بعد قرار دارد. ترجمه آیه‌هاى 1 تا 7 سوره ماعون، آثار انکار روز جزا را برمى‌شمارد:

آیا کسى را که [روز] جزا را دروغ مى‌خواند، دیدى؟ «» این همان کسى است که یتیم را به سختى مى‌راند «» و به خوراک دادن بینوا ترغیب نمى‌کند «» پس واى بر نمازگزاران «» که از نمازشان غافلند «» آنان که ریا مى‌کنند «» و از [داده] زکات [و وسایل و نیازمندى‌هاى خانه] خوددارى مى‌ورزند. «» (1)
پاورقى:
(1) نمونه بینات، ص 883.

اعراب آیات (تجزیه و ترکیب)‏:

1» {بِسْمِ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور {اللَّهِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر / فعل مقدّر یا محذوف / فاعل محذوف {الرَّحْمنِ} نعت تابع {الرَّحِیمِ} نعت تابع {أَرَأَیْتَ} همزه (أ) حرف استفهام / فعل ماضى، مبنى بر سکون / (ت) ضمیر متصل، در محل رفع و فاعل {الَّذِی} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {یُکَذِّبُ} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر {بِالدِّینِ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور

2» {فَذلِکَ} (ف) رابط جواب براى شرط / مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {الَّذِی} خبر، مرفوع یا در محل رفع {یَدُعُّ} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر {الْیَتِیمَ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب

3» {وَلا} (و) حرف عطف / حرف نفى غیر عامل {یَحُضُّ} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر {عَلى} حرف جر {طَعامِ} اسم مجرور یا در محل جر {الْمِسْکِینِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر

4» {فَوَیْلٌ} (ف) حرف استیناف / مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {لِلْمُصَلِّینَ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور / خبر در تقدیر یا محذوف یا در محل

5» {الَّذِینَ} نعت تابع {هُمْ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {عَنْ} حرف جر {صَلاتِهِمْ} اسم مجرور یا در محل جر / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه {ساهُونَ} خبر، مرفوع یا در محل رفع

6» {الَّذِینَ} نعت تابع {هُمْ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {یُراؤُنَ} فعل مضارع، مرفوع به ثبوت نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل / خبر در تقدیر یا محذوف یا در محل

7» {وَیَمْنَعُونَ} (و) حرف عطف / فعل مضارع، مرفوع به ثبوت نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل {الْماعُونَ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب

قرآن منظوم (امید مجد)‏:

سرآغاز گفتار نام خداست *** که رحمتگر و مهربان خلق راست

ندیدى تو آن شخص اى مصطفى *** که انکار مى‏کرد روز جزا؟ (1)

همان شخص بى‏رحم و خوار و لئیم *** که مى‏راند از درگه خود یتیم (2)

نکردست ترغیب کس را تمام *** که بر مرد مسکین ببخشد طعام (3)

پس اى واى بر آنکه خواند نماز (4) *** ولى هست غافل ز ذکر و نیاز (5)

همانکس که چون طاعتى هم نمود *** به دنبال تزویر و نیرنگ بود (6)

کند بازدارى ز انفاق مال *** نکوئى نکردست در هیچ حال (7)

تفسیر نمونه (آیت الله مکارم شیرازى)‏:
تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 355
َسوره ماعون

ََمقدمه:

این سوره در مکه نازل شده و داراى 7 آیه است.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 356

محتوى و فضیلت سوره ماعون:

این سوره به عقیده بسیارى از مفسران از سوره هاى مکى است ، و لحن آیات آن که در مقاطع کوتاه و کوبنده ، از قیامت و اعمال منکران آن سخن مى گوید گویاى همین مطلب است .

روی هم رفته در این سوره صفات و اعمال منکران قیامت در پنج مرحله بیان شده ، که آنها به خاطر تکذیب این روز بزرگ چگونه از ((انفاق )) در راه خدا، کمک به ((یتیمان ))، و ((مسکینان )). سرباز مى زنند، و چگونه در مورد ((نماز)) مسامحه کار و ریاکارند، و از کمک به ((نیازمندان )) رویگردانند؟

در شاءن نزول این سوره بعضى گفته اند: در باره ابو سفیان نازل شده که هر روز دو شتر بزرگ نحر مى کرد، و خود و اطرافیان یارانش از آن استفاده مینمودند اما روزى یتیمى آمد و تقاضاى چیزى کرد او با عصایش بر او زد و او را دور کرد بعضى دیگر گفته اند که آیه در باره ولید بن مغیره یا عاص بن وائل نازل شده است .

در فضیلت تلاوت این سوره در حدیثى از امام باقر (علیه السلام ) آمده است که: من قراء اء راءیت الذى یکذب بالدین فى فرائضه و نوافله قبل الله صلاته و صیامه ، و لم یحاسبه بما کان منه فى الحیاة الدنیا: هر کس این سوره را در نمازهاى فریضه و نافله اش بخواند خداوند نماز و روزه او را قبول مى کند، و او را در برابر کارهائى که در زندگى دنیا از او سرزده است مورد محاسبه قرار نمى دهد.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 357

آیه 1 - 7

آیه و ترجمه

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

أَ رَءَیْت الَّذِى یُکَذِّب بِالدِّینِ(1) فَذَلِک الَّذِى یَدُعُّ الْیَتِیمَ(2) وَ لا یحُض عَلى طعَامِ الْمِسکِینِ(3) فَوَیْلٌ لِّلْمُصلِّینَ(4) الَّذِینَ هُمْ عَن صلاتهِمْ ساهُونَ(5) الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ(6) وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ(7)

ترجمه :

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 - آیا کسى که روز جزا را پیوسته انکار مى کند مشاهده کردى ؟

2 - او همان کسى است که یتیم را با خشونت مى راند.

3 - و دیگران را به اطعام مسکین تشویق نمى کند.

4 - پس واى بر نمازگزارانى که ...

5 - نماز خود را به دست فراموشى مى سپارند

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 358

6 - آنها که ریا مى کنند.

7 - و دیگران را از ضروریات زندگى منع مى نمایند.


تفسیر :

اثرات شوم انکار معاد

در این سوره نخست پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را مخاطب قرار داده و اثرات شوم انکار روز جزا را در اعمال منکران بازگو مى کند.

آیا دیدى کسى را که روز جزا را پیوسته انکار مى کند؟! (اء راءیت الذى یکذب بالدین ).

سپس بى آنکه در انتظار پاسخ این سؤ ال بماند مى افزاید.

او همان کسى است که یتیم را با خشونت میراند! (فذلک الذى یدع الیتیم ).

و دیگران را به اطعام مسکین و مستمند تشویق نمى کند (و لا یحض على طعام المسکین ).

منظور از ((دین )) در اینجا ((جزا)) یا ((روز جزا)) است ، و انکار روز جزا و دادگاه بزرگ آن ، بازتاب وسیعى در اعمال انسان دارد که در این سوره به پنج قسمت از آن اشاره شده است از جمله : ((راندن یتیمان با خشونت ،)) و ((عدم تشویق دیگران به اطعام افراد مسکین )) است یعنى نه خود انفاق مى کند و نه دیگران را دعوت به این کار مى نماید.

بعضى نیز احتمال داده اند که منظور از ((دین )) در اینجا قرآن یا تمام آئین اسلام است ، ولى معنى اول مناسب تر به نظر مى رسد، و نظیر آن را در سوره ((انفطار)) آیه 9 کلا بل تکذبون بالدین ، و سوره ((تین )) آیه 7 فما یکذبک بعد بالدین نیز

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 359

آمده است که به قرینه آیات دیگر آن سوره ها منظور از دین روز جزا است .

((یدع )) از ماده ((دع )) (بر وزن حد) به معنى دفع شدید و راندن تواءم با خشونت و عنف است .

و ((یحض )) از ماده ((حض )) به معنى تحریض و ترغیب دیگران بر چیزى است ، راغب در مفردات مى گوید: حص تشویق در حرکت و سیر است ، ولى حض چنین نیست .

از آنجا که ((یحض )) و ((یدع )) به صورت فعل ((مضارع )) آمده نشان مى دهد که این کار مستمر آنها است در مورد یتیمان و مستمندان .

باز در اینجا این نکته جلب توجه مى کند که در مورد یتیمان مساءله عواطف انسانى بیشتر مطرح است تا اطعام و سیر کردن ، چرا که بیشترین رنج یتیم از دست دادن کانون عاطفه و غذاى روح است ، و تغذیه جسمى در مرحله بعد قرار دارد. و باز در این آیات به مساءله اطعام ((مستمندان )) که از مهمترین کارهاى خیر است برخورد مى کنیم ، تا آنجا که مى فرماید: اگر خود قادر به اطعام مستمندى نیست دیگران را به آن تشویق کند.

تعبیر به ((فذلک )) (با توجه به اینکه فا در اینجا معنى سببیت را مى بخشد) اشاره به این نکته است که فقدان ایمان به معاد سبب این خلافکاریها مى شود، و به راستى چنین است ، آن کس که آن روز بزرگ و آن دادگاه عدل ، و آن حساب و کتاب و پاداش و کیفر را در اعماق جان باور کرده باشد، آثار مثبتش در تمام اعمال او ظاهر مى شود، ولى آنها که ایمان ندارند اثر آن در جراءتشان بر گناه و انواع جرائم کاملا محسوس  است .

در سومین وصف این گروه ، مى فرماید: ((واى بر نمازگزاران )) (فویل للمصلین ).

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 360

((همان نمازگزارانى که نماز خود را به دست فراموشى مى سپرند)) (الذین هم عن صلاتهم ساهون ).

نه ارزشى براى آن قائلند، و نه به اوقاتش اهمیتى مى دهند، و نه ارکان و شرائط و آدابش را رعایت مى کنند.

((ساهون )) از ماده ((سهو)) در اصل به معنى خطائى که از روى غفلت سرزند، خواه در فراهم کردن مقدماتش مقصر باشد یا نه ، البته در صورت اول معذور نیست ، و در صورت دوم معذور است ، ولى در اینجا منظور سهو تواءم با تقصیر است .

باید توجه داشت که نمى فرماید در نمازشان سهو مى کنند چون سهو در نماز به هر حال براى هر کس واقع مى شود، بلکه مى فرماید از اصل نماز سهو مى کنند و کل آن را به دست فراموشى مى سپرند.

روشن است این مطلب اگر یک یا چند بار اتفاق بیفتد ممکن است از قصور باشد، اما کسى که پیوسته نماز را فراموش مى کند و آن را به دست فراموشى مى سپارد، پیدا است که براى آن اهمیتى قائل نیست ، و یا اصلا به آن ایمان ندارد، و اگر گهگاه نماز مى خواند از ترس زبان مردم و مانند آن است .

در این که منظور از ((ساهون )) در اینجا چیست ؟ علاوه بر آنچه در بالا گفتیم تفسیرهاى دیگرى نیز کرده اند، از جمله اینکه منظور تاءخیر انداختن نماز از وقت فضیلت است .

و یا اینکه منظور اشاره به منافقانى است که نه براى نماز ثوابى معتقد بودند و نه براى ترک آن عقاب .

یا اینکه منظور کسانى است که در نمازهاى خود ریا مى کنند (در حالى

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 361

که این معنى در آیه بعد مى آید).

البته جمع میان این معانى ممکن است هر چند تفسیر اول مناسب تر به نظر مى رسد.

به هر حال وقتى فراموش کنندگان نماز شایسته ویل هستند آنها که به کلى ترک نماز گفته و تارک الصلوة هستند چه حالى خواهند داشت ؟!

در چهارمین مرحله به یکى دیگر از بدترین اعمال آنها اشاره کرده ، مى فرماید: آنها کسانى هستند که پیوسته ریا مى کنند (الذین هم یراءون ).

و در آخرین مرحله مى افزاید: آنها دیگران را از ضروریات زندگى منع مى کنند (و یمنعون الماعون ).

مسلما یکى از سرچشمه هاى تظاهر و ریاکارى عدم ایمان به روز قیامت ، و عدم توجه به پاداشهاى الهى است ، و گرنه چگونه ممکن است انسان پاداشهاى الهى را رها کند و رو به سوى خلق و خوش آیند آنها آورد؟!

((ماعون )) از ماده ((معن )) (بر وزن شاءن ) به معنى چیز کم است ، و بسیارى از مفسران معتقدند که منظور از آن در اینجا اشیاء جزئى است که مردم مخصوصا همسایه ها از یکدیگر به عنوان عاریه یا تملک مى گیرند، مانند مقدارى نمک ، آب ، آتش (کبریت ) ظروف و مانند اینها.

بدیهى است کسى که از دادن چنین اشیائى به دیگرى خوددارى مى کند آدم بسیار پست و بى ایمانى است ، یعنى آنها به قدرى بخیل اند که حتى از دادن این اشیاء کوچک مضایقه دارند، در حالى که همین اشیاء کوچک گاه نیازهاى بزرگى را برطرف مى کند، و منع آن ، مشکلات بزرگى در زندگى مردم ایجاد مى نماید.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 362

جمعى نیز گفته اند منظور از ((ماعون )) زکات است ، چرا که زکات نسبت به اصل مال غالبا بسیار کم است ، گاه ده درصد، و گاه پنج درصد، و گاه دو و نیم درصد است .

البته منع زکات نیز یکى از بدترین کارها است ، چرا که زکات بسیارى از مشکلات اقتصادى جامعه را حل مى کند.

در روایتى از امام صادق (علیه السلام ) آمده است که در تفسیر ماعون فرمود: هو القرض یقرضه ، و المتاع یعیره ، و المعروف یصنعه : ماعون وامى است که انسان به دیگرى مى دهد، و وسائل زندگى است که به عنوان عاریه در اختیار دیگران مى گذارد، و کمکها و کارهاى خیرى که انسان انجام مى دهد در روایت دیگرى از همان حضرت این معنى نقل شده ، و در ذیل آن آمده است که راوى گفت : ما همسایگانى داریم که وقتى وسائلى را به آنها عاریه مى دهیم آن را مى شکنند و خراب مى کنند، آیا گناه است به آنها ندهیم ؟ فرمود: در این صورت مانعى ندارد.

در معنى ((ماعون )) احتمالات دیگرى نیز گفته اند، تا آنجا که در تفسیر قرطبى بالغ بر دوازده قول در این زمینه نقل شده که بسیارى از آنها را مى توان در هم ادغام کرد و مهم همان است که در بالا آوردیم .

ذکر این دو کار پشت سر یکدیگر (ریاکارى و منع ماعون ) گوئى اشاره به این است که آنها آنچه براى خدا است به نیت خلق بجا مى آورند، و آنچه براى خلق است از آنها دریغ میدارند، و به این ترتیب هیچ حقى را به حق دارش نمى رسانند.

این سخن را با حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) پایان مى دهیم ، فرمود:

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 363

من منع الماعون جاره منعه الله خیره یوم القیامة ، و وکله الى نفسه ، و من وکله الى نفسه فما اسوء حاله ؟!: کسى که وسائل ضرورى و کوچک را از همسایه اش دریغ دارد خداوند او را از خیر خود، در قیامت منع مى کند، و او را به حال خود وامى گذارد، و هر کسى خدا او را به خود واگذارد، چه بد حالى دارد؟.

نکته ها :

1 - جمعبندى بحثهاى سوره ماعون

در این سوره کوتاه ، مجموعه اى از صفات رذیله که در هر کس باشد نشانه ایمانى و پستى و حقارت او است آمده ، و قابل توجه اینکه همه آنها را فرع بر تکذیب دین ، یعنى جزا یا روز جزا قرار داده است ،

تحقیر یتیمان ، ترک اطعام گرسنگان ، غفلت از نماز، ریاکارى ، و عدم همکارى با مردم حتى در دادن وسائل کوچک زندگى این مجموعه را تشکیل مى دهد، و به این ترتیب افراد بخیل و خودخواه ، و متظاهرى را منعکس مى کند که نه پیوندى با خلق دارند، و نه رابطه اى با خالق افرادى که نور ایمان و احساس مسؤ ولیت در وجودشان نیست نه به پاداش الهى میان دیشند و نه از عذاب او بیمناکند.

2 - تظاهر و ریا یک بلاى بزرگ اجتماعى

ارزش هر عمل بستگى به ((انگیزه )) آن دارد، و یا به تعبیر دیگر از دیدگاه

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 364

اسلام ، اساس هر عمل را، ((نیت )) تشکیل مى دهد، آن هم ((نیت خالص )).

اسلام قبل از هر چیز پرونده نیت را مورد بررسى قرار مى دهد، و لذا در حدیث معروفى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده است که : انما الاعمال بالنیات ، و لکل امرء ما نوى : هر عملى بستگى به نیت او دارد، و بهره هر کس مطابق نیتى است که در عمل دارد.

و در ذیل این حدیث آمده است : آن کس که براى خدا جهاد کند اجرش  بر خداوند بزرگ است ، و کسى که براى متاع دنیا پیکار کند، یا حتى نیت به دست آوردن عقال (طناب کوچکى که پاى شتر را با آن مى بندند) کرده باشد بهره اش فقط همان است .

اینها همه به خاطر آن است که نیت همیشه به عمل شکل مى دهد، آن کس که براى خدا کارى انجام مى دهد، شالوده آن را محکم مى کند، و تمام تلاش او این است که مردم از آن بهره بیشتر گیرند، ولى کسى که براى تظاهر و ریاکارى عملى انجام مى دهد، تنها به ظاهر و زرق و برق آن مى پردازد، بى آنکه به عمق و باطن و شالوده و بهره گیرى نیازمندان اهمیت دهد.

جامعه اى که به ریاکارى عادت کند، نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملکات فاضله دور مى شود، بلکه تمام برنامه هاى اجتماعى او از محتوا تهى مى گردد، و در یک مشت ظواهر فاقد معنى خلاصه مى شود، و چه دردناک است سرنوشت چنین انسان ، و چنین جامعه اى ؟!

روایات در مذمت ریا بسیار زیاد است ، تا آنجا که آن را نوعى شرک نامیده اند، و ما در اینجا به ذکر سه روایت تکان دهنده قناعت مى کنیم :

1 - در حدیث از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده است : سیاتى على الناس

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 365

زمان تخبث فیه سرائرهم ، و تحس فیه علانیتهم ، طمعا فى الدنیا لا یریدون به ما عند ربهم ، یکون دینهم ریاء، لا یخالطهم خوف ، یعمهم الله بعقاب فیدعونه دعاء الغریق فلا یستجیب لهم !:

زمانى بر مردم فرا مى رسد که باطنهاى آنها زشت و آلوده مى شود، و ظاهرشان زیبا، به خاطر طمع در دنیا این در حالى که علاقه اى به پاداشهاى پروردگارشان ندارند ، دین آنها ریا مى شود، و خوف خدا، در دل آنها وجود ندارد، خداوند همه آنها را به عذاب سختى گرفتار مى کند، و هر قدر خدا را مانند شخص غریق بخوانند هرگز دعایشان مستجاب نمى شود.

2 - در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که به یکى از یارانش به نام زراره فرمود. من عمل للناس کان ثوابه على الناس  یا زراره ! کل ریاء شرک !: کسى که براى مردم عمل کند ثوابش بر مردم است ، اى زراره ! هر ریائى شرک است !.

3 - در حدیث دیگرى از پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده است :

ان المرائى یدعى یوم القیامة باربعة اسماء: یا کافر! یا فاجر! یا غادر! یا خاسر! حبط عملک ، و بطل اجرک ، فلا خلاص لک الیوم ، فالتمس  اجرک ممن کنت تعمل له !: شخص ریاکار در روز قیامت با چهار نام صدا زده مى شود: اى کافر! اى فاجر! اى حیلهگر! واى زیانکار ! عملت نابود شد، و اجرت باطل گشت ، امروز هیچ راه نجاتى ندارى ، پاداش  خود را از کسى بخواه که از براى او عمل کردى !.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 366

خداوندا! خلوص نیت ، سخت مشکل است ، خودت ما را در این راه یارى فرما.
پروردگارا! آنچنان ایمانى به ما مرحمت کن که جز به ثواب و عقاب تو نیندیشیم و رضا و خشنودى و غضب خلق در راه تو براى ما یکسان باشد.
بارالها! هر خطائى در این راه تاکنون کرده ایم بر ما ببخش.
آمین یا رب العالمین.

بروز رسانی شده در : شنبه 23 آبان 1394 ساعت 16 و 15 دقیقه و 50 ثانیه
تاریخ ارسال : شنبه 23 آبان 1394  ساعت 15 و 28 دقیقه و 32 ثانیه    نویسنده :   سید مرتضی موسوی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال :   جمعه 4 دی 1394 ساعت 11 و 51 دقیقه و 16 ثانیه
سلام ... به روز هستم
تاریخ ارسال :   پنجشنبه 19 آذر 1394 ساعت 16 و 35 دقیقه و 50 ثانیه
به روز هستم :)
تاریخ ارسال :   چهارشنبه 18 آذر 1394 ساعت 14 و 14 دقیقه و 37 ثانیه
سلام
متن پرمحتوایی بود :)
به ما هم سر بزنید ؛)

سید مرتضی موسوی

تاریخ ارسال :   پنجشنبه 28 آبان 1394 ساعت 16 و 06 دقیقه و 08 ثانیه
...

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
  • موضوعات CATEGORIES2

  • برچسبها TAGS

  • آرشیو ماهانه Monthly Archive

  • صفحات اضافی Static Pages