تبلیغات
قرآن کتاب هدایت

قرآن کتاب هدایت

وبلاگ-کد لوگو و بنر
وبلاگicon

حکایت جالب لعنت بر شیطان!

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!» لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می خندی؟»

پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»

پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»

گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»

پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»

پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز!»

بروز رسانی شده در : چهارشنبه 20 خرداد 1394 ساعت 11 و 37 دقیقه و 33 ثانیه
تاریخ ارسال : چهارشنبه 20 خرداد 1394  ساعت 11 و 34 دقیقه و 35 ثانیه    نویسنده :   سید مرتضی موسوی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
  • موضوعات CATEGORIES2

  • برچسبها TAGS

  • آرشیو ماهانه Monthly Archive

  • صفحات اضافی Static Pages